حميد بن زياد عن الحسن بن محمد بن سماعة، عن محمد بن زياد بن عيسي، عن عبدالله بن سنان، عن ابيعبدالله عليهالسلام: قال: «ان عليا قال و هو علي المنبر:لا لتزوجوا الحسن فانه رجل مطلاق، فقام رجل من همدان فقال: بلي و الله لنزوجنه، و هو ابن رسول الله صلي الله عليه و آله و ابن أميرالمؤمنين عليهالسلام فان شاء أمسک و ان شاء طلق.» (فروع کافي، ج 6، ص 56، ح 4).
عبدالله بن سنان از امام صادق عليهالسلام نقل ميکند که فرمود: «علي بن أبي طالب عليهالسلام بر روي منبر بود که فرود: «ازدواج ندهيد فرزندم حسن را، زيرا او مردي است که زنان را زياد طلاق ميدهد! در آن هنگام مردي از اهل همدان به پا خواست و گفت: سوگند به خدا ما به او ازدواج خواهيم داد، او فرزند پيامبر خدا - ص - و اميرمؤمنان (شما) عليهماالسلام است، پس چنانچه او را خواست نگه ميدارد و اگر نخواست طلاق ميدهد.»
«عن يحيي بن ابيالعلاء عن أبيعبدالله عليهالسلام قال: ان الحسن بن علي عليهالسلام طلق خمسين امرأة فقام علي عليهالسلام بالکوفة، فقال يا معاشر أهل الکوفة لا تنکحوا الحسن، فانه رجل مطلاق فقام اليه رجل فقال: بلي و الله لننکحنه فانه ابن رسول الله صلي الله عليه و آله و ابن فاطمه عليهاالسلام فان أعجبته أمسک و ان کره طلق.» (فروع کافي، ج 6، ص 56 و نيز ر ک: الامام الحسن من تاريخ دمشق، ص 153، ح 258).
مرحوم کليني حديث ديگري را از يحيي بن ابيالعلا نقل ميکند که داراي همان مضامين فوق است، فقط در ابتدا به نقل از امام صادق عليهالسلام اضافه ميکند که آن حضرت فرمود: «همانا حسن بن علي عليهماالسلام پنجاه زن را طلاق داد و اميرمؤمنان فرمود: اي مردم کوفه! به حسن زن ندهيد، زيرا او مردي است که زنان را طلاق ميدهد. در آن هنگام، مردي به پا خاست و گفت: سوگند به خدا دختران خود را به ازدواج او درخواهيم آورد، همانا او فرزند پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و فاطمه عليهاالسلام است، چنانچه او را خوش آمد نگه ميدارد و زندگي ميکند وگرنه طلاق ميدهد.»
نقد بر سند أحاديث
1. در سلسله راويان حديث اول (روايت عبدالله بن سنان) دو نفر به نامهاي «حميد بن زياد» و «حسن بن محمد بن سماعه»(1) قرار گرفتهاند که هر دو آنان واقفي مذهب هستند و قولشان در صورتي حجت و قابل اعتماد است که معارض قطعي نداشته باشد.
علامه نجاشي دربارهي «حميد بن زياد» (2)گفته است:
«فالوجه عندي أن روايته مقبولة اذا خلت عن المعارض (3) به نظر من احاديث و روايات حميد بن زياد پذيرفتني و مقبول است، به شرط آن که دليل ديگري با او معاوضه نکند.»
روايات متعددي که دلالت بر مبغوضيت طلاق مي کند تضاد و تعارض با روايت عبدالله بن سنان داد، بنابراين اگر اين روايت در سلسله سند خود حميد بن زياد را هم نميداشت، معارضه با روايات متعدد مبغوضيت طلاق ميکرد.
2. دربارهي روايت يحيي بن ابيالعلاي رازي که از امام صادق عليهالسلام نقل کرد، بايد گفت: اين راوي غير از يحيي بن ابيالعلا است که نجاشي (ره) آن را توثيق کرده، گر چه هر دو آنها اهل کوفه بودهاند، اما يحيي بن ابيالعلاي رازي توثيق نشده و چگونگي و وضعيت حال وي مجهول است. (4)
با کمي دقت روشن ميشود که اين دو روايت يکي است و مرد به پاخاسته در روايت دوم، همان مرد همداني در روايت اول است و مردم هم (بر فرض صحت) مردم کوفهاند.
3. در مورد روايت محاسن برقي
نجاشي (ره) ميگويد: احمد بن محمد بن خالد بن عبدالرحمن بن محمد بن علي برقي اهل کوفه و صددرصد قابل اعتماد و اطمينان بود، ليکن او در نقل روايات بر افراد ضعيفي اعتماد کرده است و داراي روايات و احاديث مرسلهي فراواني است، از اين رو اعتماد به روايات وي (با توجه به تعارض و تضادي که موجود است) مشکل ميباشد. (5)
-----منابع-----
1- حسن بن محمد بن سماعه کندي صيرفي از مشايخ مذهب واقفيه است و احاديث زيادي از وي نقل گرديده است. وي گر چه ثقه است، ليکن طريقه و سلسلهاي که به او منتهي شده يا ابوطالب أنباري است و يا علي بن محمد بن زبير که هر دو ضعيف هستند «معجم رجال الحديث، ج 5، ص 116 و 118».
2- رجال النجاشي، ص 132، شماره 339.
3- جامع الرواة، ج 1، ص 284.
4- معجم رجال الحديث، ج 20، ص 25.
5- بهجة الآمال في شرح زبدة المقال، ج 2، ص 119؛ معجم رجال الحديث، ج 2، ص 261؛ صاحب کتاب محاسن برقي با نامهاي ذيل شناخته شده و همگي يک نفر است: احمد بن محمد بن خالد برقي»؛ «احمد بن ابيعبدالله»؛ «احمد بن ابيعبدالله البرقي»؛ «ابنالبرقي»، «البرقي».
علت طلاقها و ازدواجهاي متعدد امام حسن سلام الله علیه(مطالعه نمائید)